صفحه نخست   |   درباره ما   |   تماس با ما
4- shoar مرکز اطلاعات فنی ایرانسال تاسیس : ۱۳۶۲        
جمعه   ۱۴۰۰/۲/۳  
نسخه چاپی  
صفحه نخست » راهنمای مدیران » با مدیریت
 
با مدیریت
 
زیانهای ناشی از اتلاف وقت

زیانهای ناشی از اتلاف وقت

پژوهشهای انجام گرفته در یک قرن گذشته ثابت کرده است پیشرفت فردی و اجتماعی مستلزم توجه به زمان است زیرا جوامع بشری براساس برنامه زمانبندی شده به سمت اهداف استراتژیک حرکت می کنند، در زمان مشخص به اهداف برنامه رسیده و در نتیجه کشوری ثروتمند، مترقی ، همراه با رفاه اجتماعی را می سازند. این جوامع معمولاً از یک سیکل فقر، تلاش و آینده نگری به چرخه ثروت ، توسعه و قدرت جهش می یابند. بر عکس جوامعی وجود دارند که از سیکل ثروت ، اتلاف وقت و بی مسؤلیتی به چرخه فردگرایی ، نابسامانی ، هرج و مرج و سرانجام فقر اجتماعی در می غلتند. انسانها از دیر باز به اهمیت زمان و غنیمت شمردن آن در قالب ضرب المثل ، شعر و ادبیات توجه داشته اند و محدودیت زمان و برگشت ناپذیری آن برای بشریت همواره مطرح بوده است . از طرفی واحد زمان برای افراد با توجه به نگرش ، انگیزه و حرفه آنان ، اندازه های متفاوت می یابد. در علوم فضانوردی با محاسبات علمی می گویند یک هزارم ثانیه تأخیر سبب شد ماهواره در محل مورد نظر قرار نگیرد و یا در پزشکی سه دقیقه نرسیدن اکسیژن سبب مرگ کودک می شود. آیا تاکنون به وسعت دامنه زمان فکر کرده اید؟ ما در کجای این دامنه قرار داریم ؟ پروژه های صنعتی باید در یک زمان مناسب به نتیجه برسند در غیر این صورت با شکست روبرو می شوند. دولتها هزینه می کنند تا میزان اتلاف وقت را کاهش دهند و بازدهی شرکتها افزایش یابد. آنها مؤسسات را خط مقدم مسابقه سازندگی می دانند. زیرا این مهم را تشخیص می دهند که از دست دادن فرصت ها سبب می شود کشورهای رقیب جلو بیفتند. در قرن 16 ساعتهای بزرگی بر سر در کارخانه ها نصب می کردند و کارگران رأس ساعت به کار مشغول می شدند و زنگ استراحت که به صدا در می آمد صاحبان کارخانه ، ساعت را جلو می کشیدند تا کارگران زودتر مشغول کار شوند و برای نرسیدن به پایان وقت کاری ، گاهی چندین بار ساعت را عقب می کشیدند. ضمناً هیچکس حق نداشت سر کار خود ساعت به همراه داشته باشد. امروزه تنظیم برنامه براساس زمانبندی به معنای انجام کاری پرثمر و رضایتبخش به جای کاری پرتنش و بی فایده است . جوامع اروپایی ، ژاپنی همگی با بحرانهای کمبود وقت و فشارهای ناشی از آن روبرو هستند. ساعات کار در بیست سال گذشته در رقابت نزدیک بین کشورها افزایش یافته است . در آمریکای شمالی و اروپا شیوه کار ژاپن را در پیش گرفته اند. در برخی مراکز ژاپن کارمندان 12 ساعت در روز کار می کنند و هر روز طرحی نو و اختراعی جدید ارائه می گردد. مثلاً کارخانه تویوتا روزانه 20 اختراع ثبت می کند. میانگین ساعات کاری در مؤسسات ژاپن سالانه 400 ساعت بیشتر از همتای اروپاییشان است . افزون بر این اخلاق و وجدان کاری ژاپنی بر اروپایی برتری دارد. امروزه تکنولوژی برای استفاده هر چه بیشتر از زمان به خدمت گرفته شده است برای نمونه مایکروفر در 2 دقیقه غذا می پزد، قدرت کامپیوترها هر 18 ماه دوبرابر می شود و رقابتهای تنگاتنگ بین المللی فرصت یک لحظه درنگ برای تجدید قوا را از شرکتهای بزرگ گرفته است . حتی تایوان زمان لازم برای تولید قطعه ای جدید از لحظه دریافت پیشنهاد و طراحی تا ساخت در خط تولید را به 90 روز رسانده است . یعنی شما اگر امروز اختراعی را به تایوان سفارش دهید می توانید از همین امروز قرارداد فروش آن را در بازار برای تحویل در سه ماهه آینده منعقد کنید. علم با شتاب پیش می رود. فردا اطلاعات و دانسته های امروز ارزش چندانی ندارند و به عبارتی نیمی از دانش یک متخصص در عرض یک سال کهنه می شود. به گونه ای که اگر شرکتهای بین المللی هر شش ماه یک بار اوضاع را به خوبی ارزیابی نکنند از زمان عقب خواهند افتاد. در کشورهای توسعه یافته مدیران صنایع هر هفته نیازهای بازار و تغییر در خواسته های مشتری را ارزیابی و سریعاً کالاهای جدید را جایگزین می کنند. امروز تصمیم سازی براساس اطلاعات دقیق صورت می گیرد و تصمیماتی که تمام آینده یک شرکت را در بر می گیرد باید قبل از رسیدن زمان از دست رفته به کار گرفته شود و گرنه ماشین توسعه از خط تندرو به کندرو منتقل خواهد شد. اگر نتوانید وقت خود را زمان بندی کنید از انجام برنامه ریزی برای کارها باز می مانید. زیرا برنامه براساس وقت شکل می گیرد. این واقعیتی است که با کندپیش رفتن ممکن است بسیاری از فرصتها از دست بروند. امروز شهروندان ژاپنی با متروبه محل کار می روند تا در طول مسیر مطالعه کنند و یا به برنامه کاری خود فکر کنند. استفاده از وسایل شخصی مانع از اجرای این عمل می گردد. شاید برای مااین شیوه نگرش به زندگی ، دشوار به نظر رسد اما داشتن هدف استراتژیک سبب خواهد شد به راحتی با آن کنار بیائیم . امروزه برنامه های توسعه با دو شاخص زیر به موفقیت می رسد یکی بلندمدت که به مسائل اساسی می پردازد و راهبردها را تدوین می کند، در واقع انتظارات استراتژیک را می بیند و دومین شاخص عملیات اجرائی است که هدفهای کمی ، خط مشی های اجرایی و اقدامات گام به گام این راهبردها را در مؤسسات تحقق می بخشد. توسعه یعنی داشتن یک دید کلی و کلان و فاصله گرفتن از جزئی نگری ، زیرا تصور جزئی نگر موجب خرده کاری ، دوباره کاری و رقابتهای ناشایست شده و نهایتاً به از دست رفتن زمان منجر می شود. نمونه توسعه کلی نگر را می توان دربرنامه راهسازی آمریکا مشاهده کرد در برنامه توسعه راهها در آن کشور به دلیل وسعت زیاد در سه مرحله زمان بندی شده پنج ساله اجرا شد، پنج سال اول راههای بین ایالات را گسترش دادند. پنج سال دوم جاده های بین شهری داخلی ایالات را ساختند و در پنج سال سوم ، به اصلاح ساختهای گذشته و سرمایه گذاری در راههای محدوده شهری پرداختند. این برنامه علیرغم تغییر دولت ، ثابت باقی ماند و اجرا شد. برنامه توسعه کشورها، یک مجموعه مشخص و ثابت است که معمولاً چشم انداز آینده را مشخص و خطوط اصلی را به سازمانها اعلام می کنند. نقش نهادها در رسیدن به استراتژی مشخص شده و نقاط قوت و ضعف را در روند کار تحلیل و مرتفع می کند تا در عرصه عمل ساختار و فرآیند مشکلات مرتفع گردد. در زمان حاضر کشورهایی توسعه یافته اند که برنامه های زمانبندی شده خود را اجرا کرده اند و اکنون به ثروت دست یافته اند. آنها علیرغم رسیدن به امکانات رفاهی و عدم نیاز به تلاش بیشتر و داشتن هزاران میلیارد ذخیره ارزی درخواست افزایش ساعات کار را دارند! اما در مقابل طرز فکر دیگری وجود دارد که ثروت را برای استراحت ! و کار را برای کسب درآمد می خواهد! بدون شک پی آمد این شیوه غلط فکری در عرصه فعالیت های اجتماعی ، عقب ماندگی از تحولات تکنولوژیک جهان ، عدم توانایی جهت رقابت با کشورهای توسعه یافته در زمینه های متفاوت و در نهایت هرج و مرج اقتصادی و بحران های اجتماعی خواهد بود.

 

بالا^^